تبليغاتX
ســایه ســار سپیـــدار...

 

 

این روزهای خالی

سرگردانند !

 هیچ کجای تقویم جای نمی گیرند !

کجا به بهار

به اردیبهشت

پیوند شان بزنم ؟!

 

 

نوشته شده توسط ارغــــوان  در ساعت 8:37 بعد از ظهر | لینک  | 

 

 

آتشکده ی ما

خانه ی تمام سرودها و نیایش هاست !

چنین که به مهر آتشم می زنی

چنین که به مهربانی

راهبرم می شوی !

 

 

نوشته شده توسط ارغــــوان  در ساعت 9:17 قبل از ظهر | لینک  | 

 

 

من هنوز

زیر سایه ی

روزهای آبی

روزهای آفتابی

نشسته ام !

شانه به شانه ی غزل ...

در کنار آواز رود

در سایه ی تُنُک درخت های گیلاس !

به مهر ...

به مهربانی ... !

حنجره ام از عاشقانه ستودن تو باز نایستاده است هنوز ...

 

 

نوشته شده توسط ارغــــوان  در ساعت 12:53 بعد از ظهر | لینک  | 

 

 

 

 
بانگ هیچ کلاغی

چهچه عاشقانه ها،

رویای قصه ها

و آهنگ غزلهات را گم نمی کند !

 

 

 

نوشته شده توسط ارغــــوان  در ساعت 2:32 بعد از ظهر | لینک  | 

 

 

 

 

تو نباشی

راه ، بیراهه می شود !

من ،

سر درگم !

تو نباشی...

چه تفاوت دارد

به آبی آرام فکر کنم ،

یا کبودی مبهم ؟!

همین که بیایی ،

از پس رنگین کمان

به تماشای عشق می نشینم !!

 

 

نوشته شده توسط ارغــــوان  در ساعت 10:54 قبل از ظهر | لینک  |